روح من

روح من گاهی، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

روح من گاهی، مثل یک سنگ سر راه حقیقت دارد.

من آموخته ام
به خود گوش فرا دهم


💠 آیدی پیج اینستاگرام من : ‌fazi_mlh

پیام های کوتاه
  • ۲۶ آبان ۹۱ , ۱۹:۲۲
    f1
طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب

۸ مطلب با موضوع «بدانید :|» ثبت شده است

⛔نکته مهم : 

اول: از همه این که این حرفام یکم طولانیه .

دوم: اینکه اینارو مینویسم که ذره ای از التهاب درونم کم بشه .

سوم : همه ما و از جمله خودم اینو میخونیم و میگذریم . نیازی به دلداری و انرژی مثبت دادن و ناامید نباش ندارم چون به قولی خودم ختم همه ی اینها هستم و بی خیال :)

💠از دیروز با تمام قلبم این دکلمه شاملو رو حس میکنم : 

مگه زوره ؟ بخدا هیشکی به تاریکی شب تن نمیده 

موش کورم که میگن دشمن نوره به تیغ تاریکی گردن نمیده...

دخترای ننه دریا رو زمین عشق نموند 

خیلی وقت پیش بار و بندیلشو بست خونه تکوند

دیگه دل مثل قدیم عاشق و شیدا نمی شه

تو کتابم دیگه اون جور چیزا پیدا نمی شه.

دنیا زندون شده : نه عشق ، نه امید ، نه شور ،

برهوتی شده دنیا ، که تا چش کار می کنه مرده س و گور.

نه امیدی – چه امیدی ؟ به خدا حیف امید !

نه چراغی – چه چراغی؟ چیز خوبی می شه دید ؟

نه سلامی – چه سلامی؟ همه خون تشنه ی هم !

نه  نشاطی – چه نشاطی ؟ مگه  راهش می ده غم؟

➖➖➖➖➖➖➖❌➖➖➖➖➖

🚩حالم امروز خیلی خرابه .‌یعنی چند روزه که خیلی خراب شده .

دیشب خواب میدیدم جایی هستم که آزادم ولی در واقع  زندونی ام ! چقدر و چقدر شبیه همین بیداری بود .

اوضاع اصلا خوب نیس.

من که همیشه پر از انرژی مثبت و‌امید به آینده بودم ...‌ولی الان دیگه نه .

به‌قدری ازین دنیا و زندگی خستم که حد نداره .

همش با خودت میگی بذار فکرهای خوب کنم ، امید داشته باشم ، تلاش کنم . اما اینجا همه چی مضحکه ! پوچه ، دروغه‌.

هیچی سرجاش نیست . چرا من که یه جوونم باید حال و روزم این باشه ؟ و همه ی ما ؟ 

تا همین چند ماه پیش اصلا چرا راه دور بریم همین چند هفته پیش میگفتم خب اوضاع خرابه ؟ اشکال نداره من امید دارم که میتونم از پس زندگی خودم بربیام .

ولی الان همه چی برام بی رنگ‌ و‌رو شده . هرروز که پامیشم دلم میخاد بمیرم .

دیروز اینقدر و اینقدر افکار منفی از سرم گذشته که حد و حساب نداره .

ولی واقعا فقط بحث خودم نیست . مردم کشورم ، فقر ، کم آبی ، بی عدالتی ...

میترسم ....

من معمولا کلمه تنفر رو نمیارم ولی چیزی که الان با این شرایط به شدت ازش متنفرم عشقه .

چجوری میتونن تو این اوضاع فکر این جفنگیات باشن ؟ وقتی آدم‌ از جون خودش سیره چطور‌میتونه عاشقی کنه؟ 

ازدواج کنه ؟ بچه دار شه ؟ اونم اینجایی که معلوم نیس چهارروز دیگه حتی آبی برای خوردن داشته باشیم ؟ 

اصلا به فرضی بیان همین الان بگن همه چی گل و بلبل شده و مشکلات تموم شدن . یا فرضا بگن همین الان میتونی یه جای دیگه توی این دنیا با خیال راحت زندگی کنی . 

به نظرتون حال من خوب میشه ؟ به نظرتون دیگه این دل ، دل میشه ؟ این فشاری که روی قلب و ذهن من اومده و این ساعت ها و روزهایی که به سختی گذشتن جبران میشن ؟ 

میخام بگم این خانه از پای بند ویران است .

یه زمانی کتاب صادق هدایت رو خوندم و ازش بدم اومد با خودم گفتم آخه آدم حسابی تو که همه چی داشتی ، چرا اینقدر منفی نگر بودی ؟ چرا اینقدر به زندگی بدبین بودی ؟ چرا خودکشی کردی ؟ 

یا نوشته های شوپنهاور ... 

الان میفهمم . درد ما چیه‌. درد ما حتی نداشتن نیست .

درد ما همین فهمیدنه . درد ما درد اجتماعیه .

حتی اگه اوضاع خودمم خوب باشه و بقیه نه . حال من هرگز خوب نمیشه‌.

شاید من یک روز /ماه/سال/سالهای دیگه این حرفام فراموشم بشه . شاید اوضاع خوب شد ، شاید خیلی خوب تر ادامه بدم ، کار کنم ، تفریح کنم ، ازدواج کنم ، بچه دار شم ، پیر شم .... اینها اصلا بعید نیست !چون زندگی ادامه داره حتی برای من .

اما ...

من کلا با دنیا ، با فلسفه این زندگی مشکل دارم .

زنده ام نفس میکشم راه میرم تحمل میکنم و ادامه میدم اما زندگی ؟ امید ؟ 

اصلا هیچ عدالتی هس ؟ 

ما عروسک های خیمه شب بازی هستیم ؟ 

نکنه این زمین جهنم یه دنیای دیگه است ؟ 

از ته قلبم میگم ، روزی که من بمیرم روز جشن منه ، روز تولد منه ، روز آزادی منه ، روز شادی منه .

والا اگه یه قطره اشک برام ریخته شه مگر به شادی رفتنم که راحت شدم :)

خدا ؟ من که دیگه باهات کاری ندارم :)

🚫و درنهایت میخاستم بگم زندگی که بلاخره راه خودشو پیدا میکنه! و‌ما مجبوریم ادامه بدیم . حتی همین الان و الان که من در بدترین حال هستم !!!! ، فکر همین‌ چیزهای کوچیک و بزرگ زندگی ام ، مثلا امتحانم مونده ، لاک ناخنم پاک شده ، لباس چی بخرم و هزار و‌یک‌‌چیز دیگه و زندگی همین مزخرفاته که ادامه داره :)

📝بعضی وقتها احساس میکنم که هیچ چیز معنی ندارد...در سیاره ای که میلیون ها سال است با شتاب به سوی فراموشی می رود..ما در میان غم زاده شده ایم..بزرگ می شویم..تلاش و تقلا میکنیم..بیمار میشویم..رنج می بریم...سبب رنج دیگران می شویم.. گریه و مویه می کنیم..میمیریم..دیگران هم میمیرند..و موجودات دیگری به دنیا می آیند..تا این کمدی بی معنی را از سر گیرند.

💢 و دقیقا شرح حال من از زبان فروغ همیشه جاودان : 

نمی توانستم دیگر نمی توانستم

صدای پایم از انکار راه بر میخاست

و یأسم از صبوری روحم وسیعتر شده بود

و آن بهار ، و آن وهم سبز رنگ

که بر دریچه گذر داشت، با دلم میگفت

 نگاه کن

تو هیچگاه پیش نرفتی

تو فرو رفتی ...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ تیر ۹۷ ، ۰۹:۰۲

همیشه از خودم ممنونم .واسه چی ؟ برای این که کتاب زیاد خوندم .

شاید اسم خیلی از کتابها یادم نمونده باشه و خیلی وقتا هم شاید چیزی ازشون یاد نگرفته باشم ولی 

💠خداروشکر یه چیزی رو تا حد زیادی یاد گرفتم ازشون : اینکه درست بنویسم و درست بخونم و درست حرف بزنم .✔

یعنی اینقدر ناراحت میشم میبینم بعضی ها ساده ترین چیزها رو هم از زبان خودشون نمیتونن بگن و عینا کپی پیست میکنن !!! 

من خودم خیلی چیزها بلد نیستم ولی خب میرم دنبالش و یاد میگیرم و میخونم درباره هر چیزی ولی بعد خب میتونم به زبون خودم و ساده تر هضمش کنم و بفهمم .

مثلا همینجا تا الان هرچی نوشتم حرفای خودم و فکرای منه ، فکر میکنم ، نظر میدم و یاد میگیرم ، کتاب میخونم واز بقیه هم یاد میگیرم . مهم اینه که بخای همیشه بیشتر یاد بگیری.

🚩این نعمتیه که بخاطر کتاب خوندن پیدا کردم و بابتش ممنونم .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ مهر ۹۶ ، ۰۹:۵۲

حالا که برگشتم اینجا همش دلم میخواد بنویسم 😅

آخییییش ، خب آدم دلش میخاد حرفای دلش و افکارشو بریزه بیرون ، من که خسته شدم از بس خودخوری کردم 😞 اینجا خودمم ، راحتم . جدا از جوی که اکثر پیام رسان هامون و اینستاگرام و ...رو گرفته و همه سعی میکنن خودشون رو خوب نشون بدن (نمیدونم نمیخام قضاوت کنم شاید همه خوب هم هستن ! )

فقط میخام بگم من خودمم ، آزادم ، شعله ور مثل آتیش عنصر من 🔥 

برام مهم نیست بهم بگن چقدر پرحرفه یا  بی کلاسه یا خودشو میگیره و یا فکر میکنه از ما بهترونه با این حرفاش و یا هرچیز دیگه ... 

هرچی میخوان بگن مهم نیست 😊 چون من خودمم . خودمو دوس دارم و افکارم هم اینهاست و تمام تلاشم برای بهبود و بهتر شدن اخلاقم و رفتارم با خودم و خانواده و دوستانم و جامعه است 😊 اگه همه ی ما یه قدم برای پیشرفت خودمون برداریم دنیا گلستان میشه 🌸

من عاشق خودمم و زندگیمم ، آدم باید عاشق باشه ، عاشق کی و چی بودن مهم نیست ، و  اول از همه خودتو دوس داشته باش و با خودت روراست باش ، به نظر من آرامش اینه که ببینی خودتی ،خود واقعیت همونی که باید باشی نه ترکیبی از توقعات و افکار دیگران 🌻

پ.ن : خودمونیم شعار دادن قشنگه و راحت ولی من تا جایی بتونم برای تحقق حرفام و فکرهام عمل میکنم بخاطر خودم 👌💚

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۵:۲۹

این راحت تره که خیلی از ورودی ها و اطلاعات رو اول تو ذهنت ثبت نکنی و نادیده بگیریشون تا اینکه بعدا مجبور شی فراموششون کنی ! 

+سخنی از بزرگان یعنی خودم 😀

والا بخدا 👋

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۳:۵۴

فقط کسی که گلوش گرفته و هیچی نمیتونه بخوره میفهمه سوپ غذاست ! یک غذای عالی :) 

اونم دستپخت مامان که با محبت برای فرزندان مریضش (جوجه هاش ) آماده کرده .🐣😅

سوپ رو با لذت خوردم و الان اومدم و یه کتاب خوب و یه لیوان ویتامین ث جلومه . آدم دیگه چی میخاد از زندگیش ؟؟ 

زندگی همین لحظه های ساده و لذت بخشه.

و من الان واقعا دارم لذت میبرم :))))

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مهر ۹۶ ، ۱۱:۳۲

سلااام 

خب میدونم عجیبه ، من کجا اینجا کجا !! 

این وبلاگ رو من سال ۹۱ ساختم و تا سال ۹۲ توش مطلب گذاشتم . و‌ تا الان که سال ۹۶ هست رهاش کرده بودم (آه ای سنگدل )😂

توی این مدت چند ساله خیلی چیزها تغییر کرده ، دیگه کسی به اون صورت وبلاگ نویسی نمیکنه و همه درگیر تلگرام و اینستاگرام و توئیتر و ... شدن .

منم همه رو امتحان کردم ولی در نهایت بعد این سالها دیدم نمیشه و هیچ جا راحت نیستم فکرهای مغشوشمو بنویسم ، پس این شد که یهو یاد اینجا افتادم و الان در خدمتتونم 😃

پست اول و‌آخر رو ازون سالها به یادگار نگه داشتم و بقیه رو غیر فعال کردم 😶

قبل ازینها هم وبلاگ های دیگه ای داشتم ... یادمه یکیشون رو نابود کردم ، اون یکی رو هم اصلا آدرسش یادم نیست چی بود ، انگار که نه , واقعا سالهااا گذشته ازون روزها .😥

حالا بازم میخام اگه شد اینجا فعالیت داشته باشم و حرفامو بنویسم .👌

پس به قول بابابزرگ : به امید خدا شروع میکنیم 💕😊

پ.ن: عنوانمو 😂 مگه فیلم هالیوودیه ؟ 😂😂

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۶ ، ۲۲:۲۱

سلام

راستش اومدم بگم که اینجا دیگه تعطیل شده ! من که بهش سر نمیزنم و نمینویسم ...یعنی دیگه حوصله ندارم

این آخرین پستمه . اما به شما دوستای گلم همیشه سر میزنم

دوستون دارم .خدافظ وبلاگ من .

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۲ ، ۱۵:۰۳
این وبلاگو تازه ساختم،شانس داشتم که بعد4روز برام دعوتنامه رسید :-) والان خیلی راضی ام ازامکانات عالی وبلاگ.
عنوان وبلاگمو فریادوسکوت گذاشتم ،چون گاهی سکوت ازهرفریادی رساتره...
*خوش اومدید به وبلاگم* :-)
موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۶ آبان ۹۱ ، ۱۹:۲۲